تبليغاتX
ژوكر

ژوكر

 

سه شنبه ۳۰ تیر به یاد شهیدان جنبش سبز

از ساعت ۹ شب همزمان با شروع اخبار ساعت ۹ شبکه یک به مدت ۴ دقیقه(۲۴۰ ثانیه) یک یا چند وسیله برقی پرمصرف را روشن می کنیم

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 21:39 توسط ژوكر| |
 

نماز جمعه این هفته تهران نشان داد که از سویی مردم هنوز در پشت این جنبش ایستاده اند و مقاومت میکنند و از سوی دیگر این نکته را نشان داد که دولتمردان ایران نیز حامی جنبش هستند. این به مردم ایران نوید می دهد که می توانند با اسقامت بر خواسته های خود و حرکت های مصالحه جویانه به اهداف خود دست پیدا کنند. البته نباید از نظر دور داشت که هاشمی رفسنجانی به صراحت از مردم خواست تا منتظر یک تغییر کلی در آینده ای بسیار نزدیک نباشند بلکه این جنبش، حرکتی است ادامه دار که مدتی طول می کشد تا محقق شود. از دیگر سو نیز شاهد رفتار وحشیانه بسیجیان و لباس شخصی ها با مردمی بودیم که در صفوف نماز جمعه حاضر شده بودند. رفتار آنها به قدری زننده بود که حتی به افراد اجازه نماز خواندن نداده و آنها را پراکنده کردند. این رفتار ها به طور کلی استیصال نظام از برخود با مردم را نشان می دهد و آنها را مجبور می کند که حتی قداست نماز را بشکنند و به خشونت روی بیاورند.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:22 توسط ژوكر| |
 

وعده ما جمعه

 

 

حضور میلیونی در

 

نماز

 

جمعه

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 19:30 توسط ژوكر| |
 

تا زمان انتشار این مطلب هیچ خبر رسمی از سایت قلم و یا حزب اعتماد ملی در رابطه با حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نماز جمعه این هفته تهران اعلام نشده است. به نظر نمی رسد که رژیم بخواهد با قرار دادن تریبون نماز جمعه در اختیار اکبر هاشمی رفسنجانی جنجال تازه ای بیافریند ضمن اینکه سکوت یک ماهه رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام شائبه جانبداری او از رهبر را تقویت می بخشد. پس بیایید با شرکت نکردن در نماز جمعه راه هر گونه سوء استفاده احتمالی نظام از شرکت هواداران میرحسین و کروبی را در این مراسم ببندیم.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 15:43 توسط ژوكر| |
 

احمدی نژاد در جلسه هیات دولت:

"اوباما که در مسائل اخیر تهران اینقدر بلبل زبانی کرد چرا در مورد قتل زن

مسلمان مصری در دادگاه آلمان ساکت است؟"

این در ادامه همان تحقیر جنبش است که مردم معترض را خس و خاشاک

خواند و حالا هم دفاع اوباما از حق آزادی بیان در ایران و نکوهش اقدامات

دولت در سرکوب مخالفان را بلبل زبانی می خواند.

این طرز بیان رئیس جمهور منتخب مردم ایران است!

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 19:11 توسط ژوكر| |
 

به زودی پروژه حذف رنگ سبز از پرچم ایران اجرا خواهد شد. به این

 منظور کمی تا قسمتی به به رنگ قرمز اضافه می شود. در همین راستا

 چراغ سبز راهنمایی رانندگی تغییر رنگ خواهد داد و علامت ورود

ممنوع جایگزین آن خواهد شد!

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 19:32 توسط ژوكر| |
 

روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر میریزه
همه با هم قهر همه از هم دور
روزا مثل شب شبا سوت و کور
روزای روشن خداحافظ

همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس می بینیم
نوبت میگیریم گیج و بی هدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا اینجور میگذرن
هرجا که میخوان مارو میبرن
روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ

آخه تا به کی آروم بشینیم
حسرت بکشیم گریه ببینیم
ای زن تنها مرد آواره
وطن دل توست شده صدپاره
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 20:15 توسط ژوكر| |
 

شعرای ما از قدیم قدرت پیشگویی خوبی خوبی داشتند. یعنی هر شعری که می گفتند وضع حال آینده هم  بود. نمونه اش هم همین شعر میرزاده عشقی در وصف دولت نهم . البته شاعر در اینجا گفته مجلس چهارم که خیلی هم با هم فرقی ندارند چون آش همان آش است و کاسه همان کاسه. گویا قراره همیشه تاریخ تکرار شه!

این مجلس چارم بخدا ننگ بشر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
هر کار که کردند ضرر روی ضرر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

این مجلس چارم خودمانیم ، ثمر داشت ؟ ..... و الله که ضرر داشت
صد شکر که عمرش چو زمانه بگذر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

دیگر نکند هو نزند جفته مدرس ..... در سالن مجلس
بگذشت دگر مدتی ار محشر خر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

هر دفعه که این قحبه رئیس الوزرا شد ..... دیدی که چه ها شد
ایندوره چه گویم که مضارش چقدر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

از بنده به آقا که الحق که نه مردی ..... زینکار که کردی
ریدی بسر هر چه که عمامه بسر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

من دشمن دین نیستم اینگونه نبینم ..... من حامی دینم
دستور ز لندن بُد و با دست بقر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

تسبیح به کف جامه تقوای به تن شد ..... خواهان وطن شد
گویم ز چه عمامه بسر در پی شر شد ..... دیدی چه خبر شد ؟

عمامه بسر هر که که بنهاد دو کون است ..... یک کونش که کون است
آن گنبد مندیل سرش کون دگر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

آن مردکه خر که وکیل است به تهران ..... اینگونه و اینسان
یک پارچه کون از بن پا تا پس سر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

شد مصرف پر چانگی شیخ محلات ..... مجلس همه اوقات
خیلی دگر این شیخ پدر سوخته لجن بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

میخواست خودش را برساند به وزارت ..... با زور وکالت
افسوس که عمامه برایش سر خر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

این مردک خولی پز بد ریخت امین نیست ..... اینست و جز این نیست
آنکس که رخش همچو سریر بز گر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

میگفت که بر کرسی مجلس چو نشینم ..... آسوده نگیرم
راحت نیم ای کاش که این کرسی دگر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

از بسکه شد آبستن و زائید فراوان ..... قاطر شده ارزان
گوئی کمر شیخ سراسر ز فنر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

کسرای عدالتگر اگر زنده بد این عصر ..... اینسان نبد این این قصر
گفتم که به اعصار گذشته چه مگر بود ؟ ..... دیدی چه خبر بود ؟

گفتند که بوداست عدالتگه ساسان ..... آنروز که ایران
سرتابسرش مملکت علم و هنر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

من در غم این کز چه عدالتگه کشور ..... شد دزدگه آخر
زین نکته غم اندر دل من بیحد و مر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

تا اینکه در این دوره بدیدم وکلا را ..... در مجلس شورا
دیدم دگر اینباره از آن باره بتر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

این مجلس شورا نبد و بود کلوبی ..... یک مجمع خوبی
از هر که شب از گردنه بردار و ببر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

هرگز یکی از این وکلا زنده نبودی ..... پاینده نبودی
این جامعه زنده نما زنده اگر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

تنها نه همین کاخ سزاوار خرابیست ..... این حرف حسابیست
ایکاش که سرتاسر قم زیر و زبر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

ای قم تو چه خاکی که چه ناپاک نهادی ..... تو شهر فسادی
از شر تو یک مملکتی پر ز شرر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

این طبع تو "عشقی" بخدائی خداوند ..... از کوه دماوند
محکمتر و معظم تر و آتشکده تر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 21:7 توسط ژوكر| |
 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:10 توسط ژوكر| |
 

امروز براي من واقعا روز عجيبي بود. نمي دونستم خوشحالم يا ناراحت. اون لحظه اي كه دوستم سرش را در دامن دوست ديگرم گذاشته بود و اشك مي ريخت، من هم شكستم و بغض كردم. و اون لحظه اي كه يكي ديگر از دوستانم به من لطفي كرد كه حتي تصورش رو هم نمي كردم، به آسمان پرواز كردم. هنوز هم نمي دونم امروز چه روزي بود!

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:0 توسط ژوكر| |