ژوكر
سه شنبه ۳۰ تیر به یاد شهیدان جنبش سبز از ساعت ۹ شب همزمان با شروع اخبار ساعت ۹ شبکه یک به مدت ۴ دقیقه(۲۴۰ ثانیه) یک یا چند وسیله برقی پرمصرف را روشن می کنیم نماز جمعه این هفته تهران نشان داد که از سویی مردم هنوز در پشت این جنبش ایستاده اند و مقاومت میکنند و از سوی دیگر این نکته را نشان داد که دولتمردان ایران نیز حامی جنبش هستند. این به مردم ایران نوید می دهد که می توانند با اسقامت بر خواسته های خود و حرکت های مصالحه جویانه به اهداف خود دست پیدا کنند. البته نباید از نظر دور داشت که هاشمی رفسنجانی به صراحت از مردم خواست تا منتظر یک تغییر کلی در آینده ای بسیار نزدیک نباشند بلکه این جنبش، حرکتی است ادامه دار که مدتی طول می کشد تا محقق شود. از دیگر سو نیز شاهد رفتار وحشیانه بسیجیان و لباس شخصی ها با مردمی بودیم که در صفوف نماز جمعه حاضر شده بودند. رفتار آنها به قدری زننده بود که حتی به افراد اجازه نماز خواندن نداده و آنها را پراکنده کردند. این رفتار ها به طور کلی استیصال نظام از برخود با مردم را نشان می دهد و آنها را مجبور می کند که حتی قداست نماز را بشکنند و به خشونت روی بیاورند. وعده ما جمعه حضور میلیونی در نماز جمعه تا زمان انتشار این مطلب هیچ خبر رسمی از سایت قلم و یا حزب اعتماد ملی در رابطه با حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نماز جمعه این هفته تهران اعلام نشده است. به نظر نمی رسد که رژیم بخواهد با قرار دادن تریبون نماز جمعه در اختیار اکبر هاشمی رفسنجانی جنجال تازه ای بیافریند ضمن اینکه سکوت یک ماهه رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام شائبه جانبداری او از رهبر را تقویت می بخشد. پس بیایید با شرکت نکردن در نماز جمعه راه هر گونه سوء استفاده احتمالی نظام از شرکت هواداران میرحسین و کروبی را در این مراسم ببندیم. احمدی نژاد در جلسه هیات دولت: "اوباما که در مسائل اخیر تهران اینقدر بلبل زبانی کرد چرا در مورد قتل زن مسلمان مصری در دادگاه آلمان ساکت است؟" این در ادامه همان تحقیر جنبش است که مردم معترض را خس و خاشاک خواند و حالا هم دفاع اوباما از حق آزادی بیان در ایران و نکوهش اقدامات دولت در سرکوب مخالفان را بلبل زبانی می خواند. این طرز بیان رئیس جمهور منتخب مردم ایران است! به زودی پروژه حذف رنگ سبز از پرچم ایران اجرا خواهد شد. به این منظور کمی تا قسمتی به به رنگ قرمز اضافه می شود. در همین راستا چراغ سبز راهنمایی رانندگی تغییر رنگ خواهد داد و علامت ورود ممنوع جایگزین آن خواهد شد! روزای روشن خداحافظ شعرای ما از قدیم قدرت پیشگویی خوبی خوبی داشتند. یعنی هر شعری که می گفتند وضع حال آینده هم بود. نمونه اش هم همین شعر میرزاده عشقی در وصف دولت نهم . البته شاعر در اینجا گفته مجلس چهارم که خیلی هم با هم فرقی ندارند چون آش همان آش است و کاسه همان کاسه. گویا قراره همیشه تاریخ تکرار شه! این مجلس چارم بخدا ننگ بشر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟ این مجلس چارم خودمانیم ، ثمر داشت ؟ ..... و الله که ضرر داشت دیگر نکند هو نزند جفته مدرس ..... در سالن مجلس هر دفعه که این قحبه رئیس الوزرا شد ..... دیدی که چه ها شد از بنده به آقا که الحق که نه مردی ..... زینکار که کردی من دشمن دین نیستم اینگونه نبینم ..... من حامی دینم تسبیح به کف جامه تقوای به تن شد ..... خواهان وطن شد عمامه بسر هر که که بنهاد دو کون است ..... یک کونش که کون است آن مردکه خر که وکیل است به تهران ..... اینگونه و اینسان شد مصرف پر چانگی شیخ محلات ..... مجلس همه اوقات میخواست خودش را برساند به وزارت ..... با زور وکالت این مردک خولی پز بد ریخت امین نیست ..... اینست و جز این نیست میگفت که بر کرسی مجلس چو نشینم ..... آسوده نگیرم از بسکه شد آبستن و زائید فراوان ..... قاطر شده ارزان کسرای عدالتگر اگر زنده بد این عصر ..... اینسان نبد این این قصر گفتند که بوداست عدالتگه ساسان ..... آنروز که ایران من در غم این کز چه عدالتگه کشور ..... شد دزدگه آخر تا اینکه در این دوره بدیدم وکلا را ..... در مجلس شورا این مجلس شورا نبد و بود کلوبی ..... یک مجمع خوبی هرگز یکی از این وکلا زنده نبودی ..... پاینده نبودی تنها نه همین کاخ سزاوار خرابیست ..... این حرف حسابیست ای قم تو چه خاکی که چه ناپاک نهادی ..... تو شهر فسادی این طبع تو "عشقی" بخدائی خداوند ..... از کوه دماوند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟ امروز براي من واقعا روز عجيبي بود. نمي دونستم خوشحالم يا ناراحت. اون لحظه اي كه دوستم سرش را در دامن دوست ديگرم گذاشته بود و اشك مي ريخت، من هم شكستم و بغض كردم. و اون لحظه اي كه يكي ديگر از دوستانم به من لطفي كرد كه حتي تصورش رو هم نمي كردم، به آسمان پرواز كردم. هنوز هم نمي دونم امروز چه روزي بود!
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر میریزه
همه با هم قهر همه از هم دور
روزا مثل شب شبا سوت و کور
روزای روشن خداحافظ
همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس می بینیم
نوبت میگیریم گیج و بی هدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا اینجور میگذرن
هرجا که میخوان مارو میبرن
روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ
آخه تا به کی آروم بشینیم
حسرت بکشیم گریه ببینیم
ای زن تنها مرد آواره
وطن دل توست شده صدپاره
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
هر کار که کردند ضرر روی ضرر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
صد شکر که عمرش چو زمانه بگذر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
بگذشت دگر مدتی ار محشر خر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
ایندوره چه گویم که مضارش چقدر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
ریدی بسر هر چه که عمامه بسر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
دستور ز لندن بُد و با دست بقر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
گویم ز چه عمامه بسر در پی شر شد ..... دیدی چه خبر شد ؟
آن گنبد مندیل سرش کون دگر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
یک پارچه کون از بن پا تا پس سر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
خیلی دگر این شیخ پدر سوخته لجن بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
افسوس که عمامه برایش سر خر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
آنکس که رخش همچو سریر بز گر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
راحت نیم ای کاش که این کرسی دگر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
گوئی کمر شیخ سراسر ز فنر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
گفتم که به اعصار گذشته چه مگر بود ؟ ..... دیدی چه خبر بود ؟
سرتابسرش مملکت علم و هنر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
زین نکته غم اندر دل من بیحد و مر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
دیدم دگر اینباره از آن باره بتر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
از هر که شب از گردنه بردار و ببر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
این جامعه زنده نما زنده اگر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
ایکاش که سرتاسر قم زیر و زبر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
از شر تو یک مملکتی پر ز شرر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟
محکمتر و معظم تر و آتشکده تر بود ..... دیدی چه خبر بود ؟


